تبلیغات
❤مجموعه اول بسته های آموزشی در کشور❤ - دانلود بهترین جوک های خاکبرسری فوق خنده دار
 صابونش به جامه ما خورده ! 
صبر كوتاه خدا سی ساله ! 
صداش صبح در میاد ! 
صد پتك زرگر، یك پتك آهنگر ! 
صد تا گنجشك با زاق و زوقش نیم منه ! 
صد تا چاقو بسازه، یكیش دسته نداره ! 
صد تومن میدم كه بچه ام یكشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یكشب چه هزار شب ! 
صد رحمت به كفن دزد اولی ! 
صد سال گدائی میكنه هنوز شب جمعه را نمیدونه ! 
صد سر را كلاه است و صد كور را عصا ! 
صد من پرقو یكمشت نیست ! 
صد من گوشت شكار به یك چس تازی نمیارزه ! 
صد موش را یك گربه كافیه ! 
صفراش به یك لیمو می شكنه ! 
صنار جیگرك سفره قلمگار نمی خواد ! 
صنار میگیرم سگ اخته میكنم، یه عباسی میدم غسل میكنم ! 

« ص »

 صابونش به جامه ما خورده ! 
صبر كوتاه خدا سی ساله ! 
صداش صبح در میاد ! 
صد پتك زرگر، یك پتك آهنگر ! 
صد تا گنجشك با زاق و زوقش نیم منه ! 
صد تا چاقو بسازه، یكیش دسته نداره ! 
صد تومن میدم كه بچه ام یكشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یكشب چه هزار شب ! 
صد رحمت به كفن دزد اولی ! 
صد سال گدائی میكنه هنوز شب جمعه را نمیدونه ! 
صد سر را كلاه است و صد كور را عصا ! 
صد من پرقو یكمشت نیست ! 
صد من گوشت شكار به یك چس تازی نمیارزه ! 
صد موش را یك گربه كافیه ! 
صفراش به یك لیمو می شكنه ! 
صنار جیگرك سفره قلمگار نمی خواد ! 
صنار میگیرم سگ اخته میكنم، یه عباسی میدم غسل میكنم ! 

« ض »


ضرب خورده جراحه ! 
ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته ! 
ضامن روزی بود روزی رسان ! 
ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه ! 
ضرر كار كن، كار نكردنه ! 

« ط »


 طاس اگر نیك نشیند همه كس نراد است ! 
طالع اگر اری برو دمر بخواب ! 
طاووس را به نقش و نگاری كه هست خلق --- تحسین كنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی )) 
طبل تو خالیست ! 
طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد ! 
طشت طلا رو سرت بگیر و برو ! 
طعمه هر مرغكی انجیر نیست ! 
طمع آرد بمردان رنگ زردی ! 
طمع پیشه را رنگ و رو زرده ! 
طمع را نباید كه چندان كنی --- كه صاحب كرم را پشیمان كنی ! 
طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است ! 
طمعش از كرم مرتضی علی بیشتره ! 

« ظ »


 ظالم پای دیوار خودشو میكنه ! 
ظالم دست كوتاه ! 
ظالم همیشه خانه خرابه ! 
ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !


« ع »


 عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا )) 
عاشق بی پول باید شبدر بچینه ! 
عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بیارم ! 
عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل . (( مولوی )) 
عاشقی شیوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ )) 
عاشقی كار سری نیست كه بر بالین است ! (( سعدی )) 
عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی)) 
عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی )) 
عاقل بكنار آب تا پل میجست --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت ! 
عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان ! 
عالم بی عمل، زنبور بی عسله ! 
عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل ! 
عالم ناپرهیزكار، كوریست مشعله دار ! 
عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی )) 
عجب كشگی سابیدیم كه همش دوغ پتی بود ! 
عجله، كار شیطونه ! 
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ! 
عذر بدر از گناه ! 
عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز ! 
عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد ! 
عروس كه بما رسید شب كوتاه شد ! 
عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید ! 
عروس میاد وسمه بكشه نه وصله بكنه ! 
عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین كجه ! 
عروس را كه مادرش تعریف كنه برای آقا دائیش خوبه ! 
عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند ! 
عزیز كرده خدا را نمیشه ذلیل كرد ! 
عزیز پدر و مادر ! 
عسس بیا منو بگیر ! 
عسل در باغ هست و غوره هم هست ! 
عسل نیستی كه انگشتت بزنند ! 
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند ! 
عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند ! 
عقلش پاره سنگ بر میداره ! 
عقل كه نیست جون در عذابه ! 
عقل مردم به چشمشونه ! 
عقل و گهش قاطی شده ! 
علاج واقعه پیش از وقوع باید كرد . ((‌ ... دریغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدی )) 
علاج بكن كز دلم خون نیاید . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( میر والهی)) 
علف بدهان بزی باید شیرین بیاد ! 
عیدت را اینجا كردی نوروزت را برو جای دیگه ! 

« غ »


 غاز میچرونه ! 
غربال را جلوی كولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور كه تو منو میبینی ! 
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو ! 
غلیان بكشیم یا خجالت ! (( مائیم میان این دو حالت ... )) 
غم مرگ برادر را برادر مرده میداند ! 
غوره نشده مویز شده است ! 

« ف »


 فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پدید كه نامرد و مرد كیست ؟ (( ناصر خسرو)) 

فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته ! 
فرزند عزیز نور دیده --- از دبه كسی ضرر ندیده ! 
فرزند كسی نمیكند فرزندی --- گر طوق طلا به گردنش بر بندی ! 
فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه ! 
فرشش زمینه، لحافش آسمون ! 
فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد ! 
فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره ! 
فقیر، در جهنم نشسته است ! 
فكر نان كن كه خربزه آبه ! 
فلفل نبین چه ریزه بشكن ببین چه تیزه ! 
فلك فلك، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یك كلك ! 
فواره چون بلند شود سرنگون شود ! 
فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی ! 
فیلش یاد هندوستان كرده ! 
فیل و فنجان ! 
فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه ! 

« ق »


 قاپ قمار خونه است ! 
قاتل بپای خود پای دار میره ! 
قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشكشت ! 
قاشق سازی كاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میكشی دراز میشه ! 
قاشق نداری آش بخوری نونتو كج كن بیل كن ! 
قاطر را گفتند : پدرت كیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه ! 
قاطر را گفتند : پدرت كیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه ! 
قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه ! 
قبا سفید قبا سفیده ! 
قبای بعد از عید برای گل منار خوبه ! 
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری . 
قران كنند حرز و امام مبین كشند ! (( یاسین كنند ورد وبه طاها كشند تیغ ... )) 
قربون برم خدا رو، یك بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو ! 
قربون بند كیفتم، تا پول داری رفیقتم ! 
قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی ! 
قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم ! 
قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پیشكشت ! 
قرض كه رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو ! 
قسمت را باور كنم یا دم خروس را ؟! 
قسم نخور كه باور كردم ! 
قلم ، دست دشمنه ! 
قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید ! 
قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند . 

« ك »


 كاچی بهتر از هیچی است ! 
كار از محكم كاری عیب نمیكنه ! 
كار بوزینه نیست نجاری ! 
كار خر و خوردن یابو ! 
كارد، دسته خودشو نمی بره ! 
كار نباشه زرنگه ! 
كار، نشد نداره ! 
كار هر بز نیست خرمن كوفتن --- گاو نر میخواهد و مرد كهن . 
كاری بكن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه كباب ! 
كاسه گرمتر از آش ! 
كاسه جائی رود كه شاه تغار باز آید ! 
كاسه را كاشی میشكنه، تاوانش را قمی میده ! 
كاشكی را كاشتند سبز نشد ! 
كاشكی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد ! 
كافر همه را بكیش خود پندارد ! 
كاه از خودت نیست كاهدون كه از خودته ! 
كاه بده، كالا بده، دو غاز و نیم بالا بده ! 
كاه پیش سگ، استخوان پیش خر ! 
كاه را در چشم مردم می بینه كوه را در چشم خودش نمی بینه ! 
كاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد ! 
كباب پخته نگردد مگر به گردیدن ! 
كبكش خروس میخونه ! 
كپه هم با فعله است ؟! 
كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه ! 
كج میگه اما رج میگه ! 
كچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد ! 
كچل نشو كه همه كچلی بخت نداره ! 
كچلیش، كم آوازش ! 
كدخدا را ببین ، ده را بچاپ ! 
كرایه نشین، خوش نشینه ! 
كرم داران عالم را درم نیست --- درم داران عالم را كرم نیست ! 
كرم درخت از خود درخته ! 
كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نیز بیرون آیم ؟! 
كس را وقوف نیست كه انجام كار چیست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]] 
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ! 
كسی دعا میكنه زنش نمیره كه خواهر زن نداشته باشه ! 
كسی را در قبر دیگری نمی گذارند ! 
كسی كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه ! 
كسی كه از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره ! 
كسی كه را مادرش زنا كنه، با دیگران چها كنه ! 
كسی كه منار میدزده ، اول چاهش را میكنه ! 
كسی كه خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه ! 
كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد ! 
كفاف كی دهد این باده بمستی ما --- خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما . 
كف دستی كه مو نداره از كجاش میكنند ؟! 
كفتر صناری، یاكریم نمیخونه ! 
كفتر چاهی جاش توی چاهه ! 
كفشات جفت ، حرفات مفت ! 
كفشاش یكی نوحه میخونه، یكی سینه میزنه ! 
كفگیرش به ته دیگ خورده ! 
كلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت ! 
كلاغ از وقتی بچه دار شد ، شكم سیر بخود ندید ! 
كلاغ از باغمون قهر كرد، یك گردو منفعت ما ! 
كلاغ از باغمون قهر كرد، یك گردو منفعت ما ! 
كلاغ خواست راه رفتن كبك را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت ! 
كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من جراحم ! 
كلاغ سر لونه خودش قارقار نمیكنه ! 
كل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی ! 
كلاه را كه به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره ! 
كلاه كچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود ! 
كلفتی نون را بگیر و نازكی كار را ! 
كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است ای برادر این نه جنگ است . 
كله اش بوی قرمه سبزی میده ! 
كله پز برخاست سگ جایش شنست ! 
كله گنجشكی خورده ! 
كمال همنشین در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [‌[ سعدی]] 
كم بخور همیشه بخور ! 
كمم گیری كمت گیرم - نمرده ماتمت گیرم ! 
كنار گود نشسته میگه لنگش كن ! 
كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...)) 
كنگر خورده لنگر انداخته ! 
كور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا ! 
كور خود و بینای مردم ! 
كورشه اون دكانداری كه مشتری خودشو نشناسه ! 
كور را چه به شب نشینی ! 
كور كور را میجوره آب گودال را ! 
كور هر چی توی چنته خودشه خیال میكنه توی چنته رفیقش هم هست ! 
كوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد ! 
كوزه خالی، زود از لب بام میافته ! 
كوزه گر از كوزه شكسته آب میخوره ! 
كوزه نو آب خنك داره ! 
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره ! 
كوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد ! 
كوسه و ریش پهن ! 
كو فرصت ؟! 
كوه بكوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه ! 
كوه ، موش زائیده !

« گ »


 گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه ! 
گاو پیشانی سفیده ! 
گاوش زائیده ! 
گاو نه من شیر ! 
گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تیری ! 
گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره ! 
گدارو كه رو بدی صاحبخونه میشه ! 
نرمی ز حد مبر كه چو دندان مار ریخت ---- هر طفل نی سوار كند تازیانه اش ! [‌[ صائب]] 
گذر پوست به دباغخانه میافته ! 
گر بدولت برسی مست نگردی مردی ! 
گر بری گوش و گر زنی دمبم --- بنده از جای خود نمی جنبم ! 
گربه برای رضای خدا موش نمیگیره ! 
گربه تنبل را موش طبابت میكنه ! 
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده ! 
گربه را دم حجله باید كشت ! 
گربه را اگر در اطاق حبس كنی پنجه بروت میزنه ! 
گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشید روش ! 
گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میكنه ! 
گربه شب سموره ! 
گربه شیر است در گرفتن موش --- لیك موش است در مصاف پلنگ ! 
گربه مسكین اگر پر داشتی --- تخم گنجشك از زمین بر داشتی ! 
گر تو بهتر میزنی بستان بزن ! 
گر تو قرآن بدین نمط خوانی --- ببری رونق مسلمانی را ! ‌[[ سعدی]] 
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در كوی نیكنامی ما را گذر ندادند ... )) ‌[[ حافظ]] 
گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كریاش ننشیند گرد ! 
گر حكم شود كه مست گیرند --- درشهرهر آنچه هست گیرند ! 
گر در همه دهر یك سر نیشتر است --- بر پای كسی رود كه از همه درویشتر است ! 
گر در یمنی چو با منی پیش منی --- ور پیش منی چو بی منی در یمنی ! 
گرد نام پدر چه میگردی ؟ --- پدر خویش باش اگر مردی ! ‌[[ سعدی]] 
گرز به خورند پهلوون ! 
گر زمین و زمان بهم دوزی --- ندهندت زیاده از روزی ! 
گر صبر كنی ز غوره حلوا سازیم ! 
گر گدا كاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟! 
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده ! 
گرهی كه با دست باز میشه نباید با دندان باز كرد ! 
گفت پیغمبر كه چون كوبی دری --- عاقبت زآن در برون آید سری ! 
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌[[ سعدی]] 
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌[[ سعدی]] 
گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟! 
گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم ! 
گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد! 
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند ! 
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند ! 
گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه ! 
گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور ! 
گل زن و شوهر را از یك تغار برداشته اند ! 
گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم ! 
گنج بی مار و گل بی خار نیست --- شادی بی غم در این بازار نیست ! ‌[[ مولوی]] 
گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالی را قبول نداره ! 
گنجشك با باز پرید افتاد و ماتحتش درید ! 
گنجشك با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یكیش صد تومنه ! 
گندم از گندم بروید جو ز جو ! ((‌ از مكافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوی]] 
گندم خوردیم از بهشت بیرونمان كردند ! 
گوساله بسته را میزنه ! 
گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه ! 
گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه ! 
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائی نرسد فریادست ! ‌[[ یغمای جندقی]] 
گوشت جوان لب طاقچه است ! 
گوشت را از ناخن نمیشه جدا كرد ! 
گوشت را از بغل گاو باید برید ! 
گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیكشم ! 
گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]] 
گه جن خورده ! 
گیرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! ‌[[ نظامی]] 
گیرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار --- كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]] 
گیسش را توی آسیا سفید نكرده ! 

« ل »


 لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها ! 
لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره ! 
لب بود كه دندون اومد ! 
لر اگر ببازار نره بازار میگنده ! 
لقمان حكیم را گفتند : ادب از كه آموختی ؟ گفت : از بی ادبان ! [[گلستان سعدی]] 
لگد به گور حاتم زده ! 
لولهنگش آب میگیره ! 
لیلی را از چشم مجنون باید دید !

« م »


 ما از خیك دست برداشتیم خیك از ما دست بر نمیداره ! 
ما اینور جوب تو اونور جوب ! 
ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یكی شانزده تومنه ! 
مادر را دل سوزد، دایه را دامن ! 
مادر زن خرم كرده، توبره بر سرم كرده ! 
مادر كه نیست با زن بابا باید ساخت ! 
مادر مرده را شیون میاموز ! 
مارا باش كه از بز دنبه میخواهیم ! 
مار بد بهتر بود از یار بد ! 
مار پوست خودشو ول میكنه اما خوی خودشو ول نمیكنه ! 
مار تا راست نشه بسوراخ نمیره ! 
مار خورده افعی شده ! 
مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه اش سبز میشه ! 
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه ! 
مار گیر را آخرش مار میكشه ! 
مار مهره، هر ماری نداره ! 
مار هر كجا كج بره توی لونه خودش راست میره ! 
ماست را كه خوردی كاسه شو زیر سرت بزار ! 
ماستها را كیسه كردند ! 
ماست مالی كردن ! 
ماستی كه ترشه از تغارش پیداست ! 
ماست نیستی كه انگشتت بزنند ! 
ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه ! 
ما كه خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود ! 
ما كه در جهنم هستیم یك پله پائین تر ! 
ما كه رسوای جهانیم غم عالم پشمه ! 
مال است نه جان است كه آسان بتوان داد ! 
مال بد بیخ ریش صاحبش ! 
مال به یكجا میره ایمون به هزار جا ! 
مالت را خار كن خودت را عزیز كن ! 
مال خودت را محكم نگهدار همسایه را دزد نكن ! 
مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم ! 
مال دنیا وبال آخرته ! 
مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره ! 
مال مفت صرافی نداره ! 
پول باد آورده چند و چون نداره ! 
مال ممسك میراث ظالمه ! 
مال همه ماله، مال من بیت الماله ! 
ماما آورده را مرده شور میبره ! 
ماما كه دو تا شد سر بچه كج در میاد ! 
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون --- او بمطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم . 
ماه درخشنده چو پنهان شود --- شب پره بازیگر میدان شود ! 
ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم ! 
ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه ! 
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است ! 
ماهی ماهی رو میخوره، ماهی خوار هر دو را ! 
ماهی و ماست ؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست ؟ 
مبارك خوشگل بود ابله هم درآورد ! 
مثقال نمكه خروار هم نمكه ! 
مثل سیبی كه از وسط نصف كرده باشند ! 
مثل كنیز ملا باقر ! 
مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه ! 
مرد خردمند هنر پیشه را --- عمر دو بایست در این روزگار *** تا به یكی تجربه آموختن --- با دگری تجربه بردن بكار . [[ سعدی ]] 
مرد كه تنبوتش دو تا شد بفكر زن نو میافته ! 
مرده را رو كه رو بدی بكفن خودش میرینه ! 
مردی را پای دار میبردند زنش میگفت : یه شلیته گلی برای من بیار ! 
مردی كه نون نداره اینهمه زبون نداره ! 
مرغ بیوقت خوان را باید سر برید ! 
مرغ زیرك كه میرمید از دام - با همه زیركی بدام افتاد ! 
مرغ گرسنه ارزن در خواب می بینه ! 
مرغ، هم تخم میكمه هم چلغوز! 
مرغ همسایه غازه ! 
مرغی را كه در هواست نباید به سیخ كشید ! 
مرغ یه پا داره ! 
مرغی كه انجیر میخوره نوكش كجه ! 
مرگ برای من، گلابی برای بیمار ! 
مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیكنه ! 
مرگ خر عروسی سگه ! 
مرگ خوبه اما برای همسایه ! 
مرگ میخواهی برو گیلان ! 
مرگ یه بار شیون یه بار ! 
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! (( نابرده رنج گنج میسر نمی شود ... )) [[ سعدی ]] 
مزد خر سور چرونی خر سواریست ! 
مزد دست مهتر چس یابوست ! 
مسجد نساخته گدا درش ایستاده ! 
مشتری آخر شب خونش پای خودشه ! 
مشك خالی و پرهیز آب ! 
معامله با خودی غصه داره ! 
معامله نقد بوی مشك میده ! 
معما چو حل گشت آسان شود ! 
مغز خر خورده ! 
مفرداتش خوبه اما مرده شور تركیبشو ببره ! 
مگس به فضله ش بشینه تا مورچه خور دنبالش میدوه ! 
مگه سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟! 
مگه كاشونه كه كپه با فعله است ؟ 
ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشكل ! 
ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میكرد یكعباسی میداد میرفت حموم ! 
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم --- تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال . [[ سعدی ]] 
من از بیگانگان هرگز ننالم --- كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد . [[ حافظ]] 
من كجا و خلیفه در بغداد ! 
من میگم خواجه ام تو میگی چند تا چه داری ؟! 
من میگم نره تو میگی بدوش ! 
من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف ! 
من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش --- چون بفكر سوختن افتاده ای مردانه باش . [[ مرتضی قلیخان شاملو]] 
من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان ! 
موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را ! 
موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست ! 
موش چیه كه كله پاچش باشه ! 
موش زنده بهتر از گربه مرده است ! 
موش به همبونه ( انبار) كار نداره همبونه به موش كار داره ! 
موش و گربه كه با هم بسازند دكان بقالی خراب میشه ! 
مهتاب نرخ ماست را میشكنه ! 
مهره مار داره ! 
مه فشاند نور و سگ عوعو كند --- هر كسی بر طینت خود می تند ! [[ مولوی ]] 
مهمون باید خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گریه كنه ! 
مهمون تا سه روز عزیزه ! 
مهمون خر صاحبخونه است ! 
مهمون كه یكی شد صاحبخونه گاو میكشه ! 
مهمون مهمون و نمیتونه ببینه صاحبخونه هر دو را ! 
مهمون ناخونده خرجش پای خودشه ! 
مهمون هر كی ، و در خونه هر چی ! 
میون حق و باطل چهار انگشته ! 
میون دعوا حلوا خیر نمی كنند ! 
میون دعوا نرخ معین میكنه ! 
می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مكن ! 
میخوای عزیز بشی یا دور شو یا كور شو ! 
میراث خرس به كفتار میرسه ! 
میراث خوار بهتر از چشته خوره ! 
میوه خوب نصیب شغال میشه ! 
میهمان راحت جان است و لیكن چو نفس --- خفه سازد كه فرود آید و بیرون نرود ! 

« ن »


 نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! 
ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت ! 
ناز عروس به جهازه ! 
نازكش داری ناز كن، نداری پاهاتو دراز كن ! 
نبرد رگی تا نخواهد خدای ! (( اگر تیغ عالم جنبد ز جای ... )) 
نخود توی شله زرد ! 
نخودچی توی جیبم میكنی اونوقت سرم را میشكنی ؟ 
نخودچی شو دزدیده ! 
نخود همه آش ! 
ندید بدید وقتی بدید به خود برید ! 
نذر میكنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم ! 
نردبون، پله به پله ! 
نردبون دزدها ! 
نزدیك شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی ! 
نزن در كسی را تا نزنند درت را ! 
نسیه نسیه آخر بدعوا نسیه ! 
نشاشیدی شب درازه ! 
نشسته پاكه ! 
نفسش از جای گرم در میاد ! 
نكرده كار نبرند بكار ! 
نگاه بدست ننه كن مثل ننه غربیله كن ! 
نوشدارو بعد از مرگ سهراب ! 
نوكر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر ! 
نوكر بی جیره و مواجب تاج سر آقاست ! 
نوكه اومد به ببازار كهنه می شه دلازار ! 
نون اینجا آب اینجا - كجا بروم به از اینجا ؟ 
نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو ! 
نون بده، فرمون بده ! 
نون بهمه كس بده، اما نان همه كس مخور ! 
نونت را با آب بخور منت آبدوغ نكش ! 
نون خونه رئیسه، سگش هم همراهشه ! 
نون خودتو میخوری حرف مردم و چرا میزنی ؟! 
نون خود تو میخوری حلیم حاج عباسو هم میزنی ؟! 
نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد ! 
نون را باید جوید توی دهنش گذاشت ! 
نونش توی روغنه ! 
نونش را پشت شیشه میماله ! 
نون گدائی رو گاو خورد دیگه بكار نرفت ! 
نون نامردی توی شكم مرد نمیمونه ! 
نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه ! 
نون نكش آب لوله كش ! 
نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی ! 
نه آفتاب از این گرم تر میشود و نه غلام از این سیاه تر ! 
نه از من جو، نه از تو دو، بخور كاهی برو راهی ! 
نه باون خمیری نه باین فطیری ! 
نه به اون شوری شوری نه باین بی نمكی ! 
نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره ! 
نه بر مرده بر زنده باید گریست ! (( گر این تیر از تركش رستمی است ... )) [[ فردوسی ]] 
نه پسر دنیائیم نه دختر آخرت ! 
نه پشت دارم نه مشت ! 
نه پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن ! 
نه خانی اومده نه خانی رفته ! 
نه چك زدم نه چونه، عروس اومد به خونه ! 
نه خود خوری نه كس دهی گنده كنی به سگ دهی ! 
نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم ! --- الهی بخت برگردد از طالع كه من دارم . 
نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم ! --- الهی بخت برگردد از طالع كه من دارم . 
نه دزد باش نه دزد زده ! 
نه راه پس دارم نه راه پیش ! 
نه سر پیازم نه ته پیاز ! 
نه سر كرباسم نه ته كرباس ! 
نه سرم را بشكن نه گردو توی دومنم كن ! 
نه سیخ بسوره نه كباب ! (( كاری بكن بهر ثواب ... )) 
نه عروس دنیا نه داماد آخرت ! 
نه شیر شتر نه دیدار عرب ! 
نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دوتاشون ! 
نه مال دارم دیوان ببره نه ایمان دارم شیطان ببره ! 
نه نماز شبگیر كن نه آب توی شیر كن ! 
نه هر كه سر نتراشد قلندری داند ! 
نی به نوك دماغش نمیرسه ! 
نیش عقرب نه از ره كین است --- اقتضای طبیتش این است ! 
نیكی و پرسش ؟!

« و »


 وای بباغی كه كلیدش از چوب مو باشه ! 
وای به خونی كه یكشب از میونش بگذره ! 
وای به كاری كه نسازد خدا ! 
وای به مرگی كه مرده شو هم عزا بگیره ! 
وای به وقتی كه بگندد نمك ! 
وای به وقتی كه چاروادار راهدار بشه ! 
وای بوقتی كه قاچاقچی گمركچی بشه ! 
وعده سر خرمن دادن ! 
وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نمیشناسه ! 
وقت مواجب سرهنگه، وقت كار كردن سربازه ! 
وقتی كه جیك جیك مستونت بود یاد زمستونت نبود ؟! 
وقتی مادر نباشه با زن بابا باید ساخت !

« ه »


 هادی ! هادی ! اسم خودتو بما نهادی! 
هر جا كه آشه، كل، فراشه ! 
هر جا خرسه، جای ترسه ! 
هر جا سنگه بپای احمد لنگه ! 
هر جا كه پری رخیست دیوی با اوست ! 
هر جا كه گندوم نده مال من دردمنده ! 
هر جا كه نمك خوری نمكدون نشكن ! 
هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره ! 
هر جا هیچ جا ، یك جا همه جا ! 
هر چه از دزد موند، رمال برد ! 
هر چه بخود نپسندی بدیگران نپسند ! 
هر چه بگندد نمكش میزنند --- وای به وقتی كه گندد نمك ! 
هر چه به همش بزنی گندش زیادتر میشه ! 
هر چه پول بدی آش میخوری ! 
هر چه پیش آید خوش آید ! 
هر چه خدا خواست همان شود --- هر چه دلم خواست نه آن شد ! 
هر چه خورده نریده ! 
هر چه دختر همسایه چل تر، برای ما بهتر ! 
هر چه در دیگ است به چمچه میاد ! 
هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید ! 
هر چه رشتم پنبه شد ! 
هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر ! 
هر چه عوض داره گله نداره ! 
هر چه كنی بخود كنی گر همه نیك و بد كنی ! 
هر چه كه پیدا میكنه خرج اتینا میكنه ! 
هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونه اش سبز میشه ! 
هر چه میگم نره، بازم میگه بدوش ! 
هر چه نصیب است نه كم میدهند --- ور نستانی به ستم میدهند ! 
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ! --- ورنه تشریف توبر بالای كس كوتاه نیست .[[ حافظ ]] 
هر چیز كه خوار آید یكروز به كار آید ! 
هر خری را به یك چوب نمیرونند ! 
هر دودی از كباب نیست ! 
هر رفتی، آمدی داره ! 
هر سخن جائی و هر نكته مقامی دارد ! 
هر سرازیری یك سر بالائی داره ! 
هر سركه ای از آب، ترش تره ! 
هر سگ در خونه صاحابش شیره ! 
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی ! 
هر كس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است ! 
هر كسی پنجروزه نوبت اوست ! (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست ... )) [[ حافظ ]] 
هر كه با مادر خود زنا كنه با دگران چها كنه ! 
هر كه بامش بیش برفش بیش ! 
هر كه بیك كار، بهمه كار - هر كه بهمه كار بهیچ كار ! 
هر كه به امید همسایه نشست گرسنه میخوابه ! 
هر كه تنها قاضی رفت خوشحال بر میگرده ! 
هر كه خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه ! 
هر كه خری نداره غمی نداره ! 
هر كه خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد ! 
هر كه دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید ! 
هر كه را زر در ترازوست زور در بازوست ! 
هر كه را طاووس باید جور هندوستان كشد ! 
هر كه را مال هست و عقلش نیست --- روزی آن مال مالشی دهدش *** وانكه را عقل هست و مالش نیست--- روزی آن عقل بالشی دهدش .[[ عمادی شهریاری]] 
هر كه را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله كن یا سفر كن ! 
هر كه شیرینی فروشد مشتری بروی بجوشد ! 
هر كه نان از عمل خویش خورد --- منت از حاتم طائی نبرد ! 
هر كی بفكر خویشه كوسه بفكر ریشه ! 
هر كی خر شد، ما پالونیم ! 
هر كی كه زن نداره،آروم تن نداره ! 
هر كی كه زن نداره،آروم تن نداره ! 
هر گردی گردو نیست ! 
هر گلی زدی سر خودت زدی ! 
هزار تا چاقو بسازه یكیش دسته نداره ! 
هزار تا دختر كور و یكروزه شوهر میده ! 
هزار دوست كمه، یك دشمن بسیار ! 
هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمیگیره ! 
هزار وعده خوبان یكی وفا نكند ! 
هشتش گرو نه است ! 
هلو برو تو گلو ! 
هم از توبره میخوره هم از آخور ! 
هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم كاشون ! 
همان آش است و همان كاسه ! 
همان خر است و یك كیله جو ! 
هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم ! 
هم حلوای مرده هاست هم خورش زنده ها ! 
هم خدا را میخواهد هم خرما ! 
همدون دوره و كردوش نزدیك ! 
همدون دوره و كردوش نزدیك ! 
همسایه نزدیك، بهتر از برادر دور ! 
همسایه ها یاری كنید تا من شوهر داری كنم ! 
هم فاله و هم تماشا ! 
همكار همكار و نمیتونه ببیند ! 
هم لحافه و هم تشك ! 
هم میترسم هم میترسونم ! 
همنشین به بود تا من از او بهتر شوم ! 
همه ابری هم بارون نداره ! 
همه خرها رو به یك چوب نمیرونند ! 
همه رو مار میگزه مارو خر چسونه ! 
همه سروته یه كرباسند ! 
همه قافله پس و پیشیم ! 
همه كاره و هیچ كاره ! 
همه ماری مهره نداره ! 
همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره ! 
هر مرغی انجیر نمیخوره ! 
همیشه آب در جوی آقا رفیع نمیره به دفه هم در جوی آقا شفیع میره ! 
همیشه خره خرما نمیرینه ! 
همیشه روزگار بانسان رو نمیكنه ! 
همیشه شعبان ، یكبا ر هم رمضان ! 
همیشه ما میدیدیم یه دفعه هم تو ببین ! 
همینو كه زائیدی بزرگش كن ! 
هنوز باد به زخمش نخورده ! 
هنور دهنش بوی شیر میده ! 
هنوز سر از تخم در نیاورده ! 
هنوز غوره نشده مویز شده ! 
هوو هوو را خوشگل میكنه جاری جاری را كدبانو ! 
هیچ ارزونی بی علت نیست ! 
هیچ انگوری دوبار غوره نمیشه ! 
هیچ بده را به هیچ بستانی كاری نیست ! 
هیچ بدی نرفت كه خوب جاش بیاد ! 
هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه ! 
هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست ! 
هیچ چراغی تا به صبح نمیسوزه ! 
هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست ! 
هیچ دوئی نیست كه سه نشه ! 
هیچ دودی بی آتش نیست ! 
هیچ عروس سیاه بختی نیست كه تا چهل روز سفید بخت نباشه ! 
هیچكاره ، رقاص پای نقاره ! 
هیچكاره و همه كاره ! 
هیچكس در پیش خود چیزی نشد ! 
هیچكس را توی گور دیگری نمیگذارن ! 
هیچكس روزی دیگری را نمیخوره ! 
هیچكس نمیگه ماست من ترشه ! 
هیچ گرونی بی حكمت نیست !

« ی »


 یابو برش داشته ! 
یابوی اخته و مرد كوسه سن و سالشون معلوم نیست ! 
یابوی پیش آهنگ آخرش توبره كش میشه ! 
یا خدا یا خرما ! 
یاربد، بدتر بود از یار بد ! 
یارب مباد آنكه گدا معتبر شود ! 
یار در خانه و گرد جهان میگردیم ! 
یارقدیم ، اسب زین كرده است ! 
یار، مرا یاد كنه ولو با یك هل پوك ! 
یا زنگی زنگ باش یا رومی روم ! 
یا علی غرقش كن منهم روش ! 
یا كوچه گردی یا خانه داری ! 
یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو ! 
یا مرگ یا اشتها ! 
یا مكن با پیلان دوستی --- یا بنا كن خانه در خورد پیل ![[ سعدی ]] 
یعنی كشك ! 
یكی رو تو ده راه نمی دادند سراغ كدخدارو میگرفت ! 
یك ارزن از دستش نمی ریزه ! 
یك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ ! 
یك انار و صد بیمار! 
یك بز گر گله را گر میكند ! 
یكخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه ! 
یك داغ دل بس است برای قبیله ای ! 
یكدم نشد كه بی سر خر زندگی كنیم ! 
یك ده آباد بهتر از صد شهر خراب ! 
یك بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه ! 
یه بام و دو هوا ! 
یه پا چارق، یه پا گیوه ! 
یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست ! 
یه پول جیگرك سفره قلمكار نمیخواد ! 
یه تب یه پهلوان و میخوابونه ! 
یه تخته اش كمه ! 
خل و كم عقل است ! 
یه جا میل و مناره را نمی بینه یه جا ذره رو در هوا میشماره ! 
یه مثقال گه توی شكمش نیست میخواد به شمس العماره برینه ! 
یه چیز بگو بگنجه ! 
یه حموم خرابه چهل تا جومه دار نمیخواد ! 
یه خونه داریم پنبه ریسه ، میون هفتاد ورثه ! 
یه دست به پیش و یه دست به پس ! 
یه دست صدا نداره ! 
یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام كه نمیتونم بجنگم ! 
یه دیوانه سنگی به چاه میندازه كه صدعاقل نمیتونه بیرون بیاره ! 
یه روده راست توی شیكمش نیست ! 
یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو ! 
یه روز حلاجی میكنه سه روز پنبه از ریش ور میچینه ! 
یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون كره ! 
یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار كن ! 
یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم ! 
یه سیب و كه به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ میخوره ! 
یه شكم سیر بهتر از صد شكم نیم سیر ! 
یه عمر گدائی كرده هنوز شب جمعه رو نمیدونه ! یه كاسه چی صد تا سرناچی ! 
یه كفش آهنی میخواد و یه عصای فولادی ! 
یه كلاغ و چهل كلاغ ! 
یه گوشش دره یه گوشش دروازه ! 
یه لاش كردیم نرسید دو لاش كردیم كه برسد ! 
یه لقمه نون پرپری من بخورم یا اكبری ! 
یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ ! 
یه مو از خرس كندن غنیمته ! 
یه مویز و چل قلندر ! 
یه نه بگو، نه ماه رو دل نكش ! 
یه وقت از سوراخ سوزن تو میره یه وقت از در دروازه تو نمیره ! 
یكی به نعل و یكی به میخ ! 
یكی چهارشنبه پول پیدا میكنه یكی گم میكنه ! 
یكی كمه، دوتا غمه ، سه تا خاطر جمه ! 
یكی مرد و یكی مردار شد یكی به غضب خدا گرفتار شد ! 
یكی میبره یكی میدوزد ! 
یكی گفت : مادرم را میفروشم . گفتند : كه چطور مادرت را میفروشی ؟ گفت : قیمتی میگم كه نخرند ! 
یكی میمرد ز درد بینوایی - یكی میگفت خانوم زردك میخواهی ؟! 
یكی نون نداشت بخوره پیاز میخورد كه اشتهاش واشه ! 
یكی یه دونه یا خل میشه یا دیوونه !