تبلیغات
❤مجموعه اول بسته های آموزشی در کشور❤ - 20 ساعت تجاوز به دختر مجرد همسایه پهلویی
عروس جوان پای چوبه دار
 شامگاه بیست و چهارم تیر سال ۸۷ کشته شدن زن پنجاه و پنج ساله‌ای در خانه‌اش به کلانتری ۱۶۱ ابوذر تهران اطلاع داده شد. ماموران پس از حضور در محل دریافتند فاطمه به دست یک آشنا به قتل رسیده است. به گزارش ممتازنیوز، عامل جنایت ابتدا با دو ضربه کارد فاطمه (مقتول) را مجروح کرده و سپس او را با سیم برق خفه کرده بود. در ادامه با حضور کارآگاهان جنایی تحقیقات برای افشای راز این جنایت آغاز و در بررسی‌های مقدماتی مشخص شد، مقتول با پسر و عروس‌اش زندگی می‌کرد و با آنها اختلاف شدیدی داشت. از سوی دیگر، همزمان با این قتل، عروس مقتول به نام معصومه نیز ناپدید شده بود. در حالی که تحقیقات در محل ادامه داشت، معصومه به خانه بازگشت و در بازجویی‌ها به قتل مادر شوهرش اعتراف کرد. او درباره انگیزه‌اش گفت: من از همسرم بزرگ‌تر بودم و مدام مادرشوهرم این موضوع را به رخ من می‌کشید. اذیت‌های او باعث شد در یک لحظه ناگهان تصمیم به قتلش بگیرم به همین دلیل ابتدا با چاقو دو ضربه به او زدم، سپس با سیم برق وی را خفه کردم. متهم به قتل در ادامه در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد که با انکار اعترافات قبلی خود، ارتکاب جنایت را به گردن شوهرش انداخت. قضات دادگاه پس از دو جلسه محاکمه، معصومه را به قصاص محکوم کردند. با اعتراض زن جوان پرونده به شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم قصاص را تائید کردند.

زن و شوهر های ایرانی چرا بهم خیانت میکنند 
آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است.  روانشناسان و متخصصان، از بین رفتن عشق و علاقه، عدم جذابیت همسر، سهل انگاری همسر، هوسرانی، عقده های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل تحمل همسر، بی خطر شمردن خیانت، زیاده خواهی و تنوع طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی وفایی همسران به یکدیگر می دانند.  اکنون با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم. در زمینه دلایل، نقش جامعه، انواع خیانت و عکس العمل همسران نسبت به این ناهنجاری اخلاقی با دکتر محمد کاظم عاطف وحید، روانشناس و عضو هیئت علمی انستیتو روانپزشکی تهران گفتگو کرده ایم.   خیانت بین همسران در حال حاضر به چند شکل دیده می شود؟  - خیانت در رابطه خانوادگی دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارتند از:  ۱- خیانت رفتاری: منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط های جنسی تشکیل می دهد و در جامعه ما نیز رایج است.  ۲- خیانت ذهنی: افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند چرا که آن شخص دایما شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.  ۳- خیانت کلامی:  در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی یا اینکه در هر موقعیتی که فراهم شود با یکدیگر صحبت کرده و گرم می گیرند. متاسفانه امروزه به دلیل وجود اینترنت، ارتباط جنسی کلامی و حتی ویدئویی وجود دارد که این هم به نوعی، خیانت محسوب می شود. ناگفته نماند این نوع خیانت نوعی انحراف جنسی به حساب می آید.  چه دلایلی منجر می شود زن یا مرد به همسرش خیانت کند؟  - دلایل زیادی وجوددارد که آنها را به طور خلاصه ذکر می کنم اما نمی توان برای آنها اولویت و مرتبه ای در نظر گرفت.  ۱- سردی روابط: وقتی بین زوج ها روابط محبت آمیز، عاطفی و هیجانی کم می شود و دیگر خبری از احساس شور و عشق اولیه نیست، در این زمان ممکن است یکی از زوج ها وارد رابطه خیانت آمیز شود.  ۲- سرد شدن نسبت به ظاهر یکدیگر: در زندگی زناشویی افرد به تدریج ممکن است نسبت به ظاهر همسرشان دلسرد شوند یا اینکه جذابیت های فرد مقابل برایشان یکنواخت و تکراری شده باشد.  ۳- اعتماد به نفس پایین و خودانگاره منفی نسبت به خود: افراد برای آنکه عزت نفس و خودانگاره شان را حفظ و تقویت کنند، می کوشندت از طریق رفتارهایشان نشان دهند عزت نفس شان بالاست و در این زمینه مشکلی ندارند. این دسته از اشخاص به دنبال رابطه هایی خارج از سیستم خانواده می گردند تا خودشان را اثبات کنند. البته گاهی هم فرهنگ ها باعث ایجاد این تصورات می شوند. مرد می خواهد از طریق مردانگی و زن از طریق جذابیت، خود را نشان دهد.  ۴- داشتن اختلالت و مشکلات روانشناختی: افرادی که دچار یکسری از اختلالات بالینی هستند بیشتر در معرض خیانت به همسرانشان قرار می گیرند. مثلا اشخاصی که کنترل های هیجانی ندارند یا اینکه دچار ضعف شخصیت اند.  ۵- ازدواج های اجباری: زن یا مردی که برخلاف میل شان و به دلیل اصرار خانواده تن به ازدواج می دهند، احتمال آن که به همسرشان خیانت کنند بیشتر از سایرین است.  ۶-انتقام گرفتن: زن و شوهر ممکن است به خاطر رنجشی که از یکدیگر دارند دست به انتقام بزنند و راه خیانت را انتخاب می کنند. مثلا مردی که به همسرش بدبین است و او را تحت فشار قرار می دهد، همسرش برای انتقام گرفتن از او بی وفایی می کند. این مورد در زنان شایع است چرا که دائما زنان به این فکرند کارهای بدی را که همسرشان در حق شان کرده تلافی کنند.  ۷- برآورده نشدن نیازهای جنسی: افرادی که در روابط جنسی به مشکل برمی خورند به جای آن که از طریق مشاوره و مراجعه به متخصصان مشکلاتشان را حل کنند، سعی می کنند به همسرشان خیانت کنند.  ۸- هیجان خواهی: یکسری از افراد دوست دارند دست به کارهای پنهانی بزنند چرا که برایشان تولید هیجان می کندن و این احساس را به دست می آورندت که افرادی زرنگ اند و دیگران نمی توانند این قضیه را بفهمند اما این را باید دانست بالاخره روزی این روابط آشکار می شود.  ۹- علل اقتصادی: وقتی یکی از همسرها در زندگی مشترک، خواسته های مادی اش برطرف نمی شود وارد رابطه ای قرار می گیرد که مرکز توجه اند و نیازهای اقتصادی شان فراهم می شود می شود که بیشتر در مورد زنان مصداق دارد.  ۱۰- کنجکاوی: گاهی افراد به دلیل صحبت سایرین درباره روابط خارج از سیستم خانواده، به دنبال بی وفایی می روند و به اصطلاح می خواهند ببینند چه خبر است.  با توجه به عللی که برشمردید در جامعه امروز ما، کدام یک از دلایل در زمینه خیانت همسران پر رنگ تر است؟  - نمی توان جواب قطعی به این سوال داد، چرا که ما در زمینه آمار مشکل داریم. در مورد خیلی از پدیده ها، تحقیقات محکم، علمی و دقیق انجام نمی شود، لذا با نداشتن آمار نمی توان پاسخ دقیقی داد اما اگر بر مبنای تجربیات و مشاوره های بالینی بگوییم، دلایلی چون هیجان خواهی، سرد شدن روابط از جمله توجه نکردن زنان به ظاهر خود و مشکلات جنسی نقش های پررنگ تری دارند. در مورد مسائل جنسی باید اشاره کرد به دلیل نگاه متفاوت زنان و مردان نسبت به این قضیه، ممکن است دچار مشکلات جنسی شوند. از نگاه مردان ارتباط جنسی، نشان دهنده مردانگی است و برای زنان، بعد عاطفی و هیجانی دارد، حال هر کدام از آنان با توجه به این نگاهی که دارند اگر در روابط زناشویی شان آن ابعاد مورد توجه قرار نگیرد در جایی خارج از روابط خانواده، به دنبالش می گردند. باید این نکته را یادآوری کرد در جامعه کنونی که افراد تحت فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند، امید خود را به آینده از دست می دهند و به رفتارهایی چون اعتیاد یا خیانت گرایش پیدا می کنند.  جامعه و فرهنگ حاکم بر آن، تا چه حد در افزایش خیانت زن و شوهر نسبت به به هم دخیل هستند؟  - نقش شان، به خصوص در آموزه ها و تربیت های گذشته، بسیار زیاد است. به عنوان مثال این فرهنگ در جامعه ما جا افتاده که خیانت مردان قابل قبول تر از خیانت زنان است. اگر مردی خیانت کند، گفته می شود شیطنت کرده است اما در مورد زن می گویند مشکل اخلاقی دارد. در جامعه ای که به طور ضمنی تعدد زوجات را تایید می کند آن هم بدون مسئولیت و تعهد، مسلم است به رواج خیانت کمک می شود. فشارهای اجتماعی در جامعه نیز سبب استرس می شود و این استرس بر روی زندگی تاثیر می گذارد و منجر به اختلالات زناشویی و تعارضات می شود. برخی از افراد برای رها شدن از این استرس ها می خواهند آرامش را در رابطه دیگر جستجو کنند. وقتی جامعه آستانهتحملش را نسبت به این دسته از رفتارهای غیرمعقول بالا می بردو هیچ راهکاری برای جلوگیری از آن ارائه نمی دهد، زشتی این مسئله از بین می رود و ما خیانت را چه در دوران پیش از ازدواج یا بعد از ازدواج می بینیم.  خیانت به همسر تا چند سال گذشته بیشتر از طرف مردان بود اما امروزه شاهد هستیم زنان نیز به این ناهنجاری اخلاقی روی آورده اند، از نظر شما دلیل این موضوع چیست؟  - زمانی که مردان در گذشته خیانت می کردند، زنانشان برای مقابله با نارضایتی شوهر، خود را وقف امور خانوادهمی کردندو از این طریق تحملشان را بالا می آوردند و پیش خود می گفتند واقعیت زندگی همین است، مردان همه اینگونه اند اما امروزه با توجه به اطلاعاتی که از رسانه های مختلف کسب کرده اند و اینکه در جامعه حضوری پررنگ دارند، درصدد تغییر تابوهای گذشته برآمده اند. برنامه های تلویزیونی ماهواره نیز به این وضعیت دامن زده است. این برنامه ها که معمولا با توجه به فرهنگ های کشور دیگر است، برای بالا بردن جذابیت و هیجان، به پخش فیلم و سریال هایی می پردازند که تمرکز اصلی بر روی خیانت است، همه به هم خیانت می کنند و هیچ اتفاقی نمی افتد و تبعاتی نیز ندارد و نشان دادن اینگونه از برنامه ها سبب می شود خیانت، زشتی خود را در خانواده از دست بدهد.  آینده خیانت در جامعه را چگونه می بینید؟  - با توجه به شرایط خاص جامعه مان، آینده درخشانی را در زمینه ازدواج نخواهیم داشت چرا که سیاستمداران و سیاستگذاران و متخصصان به این مسئله از دیدگاه علمی نگاه نمی کنند و آسیب شناسی دقیقی انجام نمی دهند که برمبنای آن راهکار ارائه دهند. فقط روش های ضربتی مقطعی است که نمی تواند عملکرد موفقی داشته باشد. چیزی که روی زمین است به زیر زمین خواهد رفت و از بین نمی رود و پنهانی تر خواهد شد.  زمانی که همسر با خیانت زن یا شوهرش روبرو شد، از منظر شما مناسبترین عکس العملی که باید نشان داد، چیست؟  - در ابتدا آرامش خود را حفظ کنند و سریع واکنش نشان ندهند. باید این اجازه را به خود بدهند چند روزی از این مسئله بگذرد و در فرصتی مناسب با همسرشان این موضوع را مطرح کنند، دلایل این اتفاقات را بررسی کنند، علت این رفتار را بیابندت و نگاهی به رفتار و عملکردهای خودشان در زندگی مشترک داشته باشند. از تصمیم گیری های عجولان بپرهیزند. بیشتر افراد وقتی با این وضع روبرو می شوند فورا از طلاق حرف می زنند. بهترین کار این است بعد از ماجرا، سراغ مشاور بروند و مسائل را حل کنند و یک بازنگری در رابطه شان داشته باشند. با همه این موارد اگر دیدید شرایط زندگی فعلی تان سخت است، در نظر بگیرید اگر جدا شوید آیا شرایط بهتر می شود یا بدتر.  آیا ازدواج هایی را که بر اثر خیانت زن یا مرد تخریب شده است، می توان دوباره ترمیم کرد؟  - بله. البته به دلایل خیانت کردن بستگی دارد. مثلا اگر دلیل خیانت سرد شدن روابط نسبت به هم باشند می توانند با کمک مشاور، رابطه را بهتر کنند. به هر حال خشم و عصبانیتی که در افراد قربانی خیانت ایجاد می شود با تامل حل و فصل خواهد شد.  بهترین کمکی که به فرد آسیب دیده از بی وفایی همسر می توان کرد چیست؟  - باید به آنها گفت بلافاصله خودشان را محاکمه نکنند، مقصر نشمارند و قبول کنند این رفتاری است که رخ داده و حقشان است که دچار خشم و عصبانیت شوند. باید حتما آنها را به روانشناس ارجاع داد، چرا که مشاور به فرد آسیب دیده کمک می کند به این مسئله از نگاه واقع بینانه تر بنگرد. گاهی ممکن است این دسته از افراد دچار اختلالات افسردگی و اضطرابی شوند که نیاز به دارودرمانی دارند. باید به این اشخاص امیدواری داده شود احتمال ترمیم وجود دارد، هر چند که زمانبر است.  همسران چگوه هباید زندگی شان را از خطر خیانت و بی وفایی همسران حفظ کنند؟  - اول اینکه زن و مرد باید در انتخاب همسر دقت کنند و فقط بر اساس یک بعد مانند زیبایی یا پول ازدواج نکنند چرا که در طول زمان این ابعاد در نظر زن و شوهر عادی می شود. پس باید حتما یکسری اصول در انتخاب شریک زندگی شان در نظر بگیرند. دوم اینکه زمانی که زن و شوهر ازدواج کردند نباید فکر کنند حالا همه چیز درست است. زندگی مشترک نیاز به توجه و تقویت دارد. ازدواج مانند گیاهی است که باید به آن رسید تا رشد پیدا کند. وقتی دختر و پسر با یکدیگر ازدواج کردند مثل آن است نهالی را کاشته باشند و اگر آبیاری نشود، خشک می شود. توصیه ام این است که افراد پس از ازدواج خاطرات خوب خود را با یکدیگر مرور کنند و اینکه ازدواجشان براساس عشق و علاقه بوده است همیشه زنده نگهدارند.


۱۸ ساعت تجاوز به دختر دانشجو 
 در پرتال خبری ممتاز نیوز منتشر گردیده است  شرق در گزارشی نوشت: سه مرد جوان که متهم می باشند دختری را ربوده، مورد آزار قرار داده و به قتل رسانده‌اند با اعلام رضایت اولیای‌دم برائ محاکمه به لحاظ جنبه عمومی جرم، پای میز محاکمه رفتند!  این سه جوان متهم می باشند سال۸۷ دختر جوانی به نام «سحر» را در منطقه ملارد شهریار به قتل رسانده‌اند. این پرونده زمانی تشکیل شد که ماموران پلیس از طریق پرستارانی در بیمارستان ملارد در جریان مرگ دختری قرار گرفتند که به سبب آزار جنسی و مسمومیت دارویی جانش را از دست داده‌بود. پرستاران به پلیس گفتند سه پسر جوان این دختر را به بیمارستان آوردند و هنوز هم خارج ایستاده‌اند.  سه جوان که نیما، بابک و حامد نام دارند بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. نیما در تحقیقات گفت: من با سحر آشنا شدم و او را به باغی در حوالی ملارد بردم. دو دوستم هم آنجا بودند. ما به دختر جوان مقدار بسیاری قرص خوراندیم و او را مورد آزار جنسی قرار دادیم. قصدمان این نبود، او را بکشیم فقط می‌خواستیم با او رابطه داشته ‌باشیم.  تحقیقات بعدی پلیس نشان داد این دختر جوان، دانشجویی است که خانواده‌اش از مفقود شدن او خبرداده‌بودند. او چندماه قبل با نیما آشنا شده بود و در این مدت با او رابطه داشت اما دوستان نیما را نمی‌شناخت.  بنابراین اطلاعات، ماموران دو متهم دیگر را هم مورد بازجویی قرار دادند. حامد متهم ردیف دوم تایید کرد با مقتول رابطه داشت. او گفت: «ما سه نفر ۱۸ ساعت این دختر را مورد آزار جنسی قرار دادیم و به او دیازپام خوراندیم تا نتواند حرکت کند. بعد که بدحال شد ترسیدیم، بمیرد به همین سبب سریع او را به بیمارستان بردیم.»  گزارش پزشکی قانونی گره دیگر این پرونده را گشود و متخصصان اعلام کردند تجاوز به این دختر به عنف بوده است. متخصصان همچنین عنوان کردند دختر جوان به دو سبب مسمومیت دارویی و تجاوزات پی‌درپی جان خود را از دست داده‌است. بنابراین پرونده تکمیل و برائ رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده‌شد.  روز قبل در ابتدای جلسه محاکمه بعد از اینکه کاکولی نماینده دادستان تهران در جایگاه حاضر شد و گزارشی از پرونده ارایه کرد، اعلام کرد با توجه به اعلام گذشت اولیای‌دم درخصوص قصاص، دادستانی درخواست مجازات متهمان به لحاظ جنبه عمومی جرم را دارد.  کاکولی گفت: بنابر اطلاعات و مدارکی که در پرونده ‌است متهمان با کشاندن سحر دختر دانشجو به داخل باغی در ملارد شهریار او را ساعات طولانی مورد آزار جنسی قرار دادند. آنها سپس با خوراندن دارو به متهم او را مسموم کرده و به قتل رسانده‌اند. از آنجایی که اولیای‌دم اعلام رضایت کرده‌اند و جنبه خصوصی جرم منتفی شده‌است به نمایندگی از سوی دادستان بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی و به سبب بیم‌تجری برائ متهمان درخواست صدور حکم مجازات دارم.  در ادامه نیما متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد. او اتهام مشارکت در قتل را رد کرد و گفت: من نقشی در قتل نداشتم. چندماهی می‌شد که یکی از دوستانم شماره من را به سحر داده‌بود چندین بار او را دیدم و با هم رابطه دوستانه‌ای برقرار کردیم بعد از طریق دوستم متوجه شدم سحر قصد ازدواج با من را دارد. او به دوستم گفته‌بود می‌خواهد به من پیشنهاد ازدواج بدهد و بسیار از من خوش‌اش می‌آید اما من چندان به او علاقه‌مند نبودم تا اینکه روز اتفاق پیشنهاد دادم به اتفاق سحر و دو دوستم حامد و بابک به باغی برویم در آنجا به سحر پیشنهاد دادیم با او رابطه داشته ‌باشیم و سحر هم قبول کرد. او خودش به این رابطه راضی بود. قرص‌های دیازپام را هم خودش خورد و ما هیچ نقشی در خوراندن قرص‌ها نداشتیم به همین سبب هم قتل سحر را قبول ندارم. هر آنچه من و دوستانم در اداره پلیس گفتیم تحت فشار بوده‌است و این گفته‌ها را قبول نداریم.  در ادامه متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد او هم اتهامش را رد کرد و گفت: قبول دارم بارها و بارها با سحر رابطه داشتم و ساعات طولانی در باغ بودیم اما او خودش راضی به این کار بود و من اصلا نمی‌دانم چرا قرص‌های دیازپام را می‌خورد. ما قصدی برائ کشتن او نداشتیم و اگر می‌خواستیم سحر بمیرد به جای اینکه او را به بیمارستان ببریم و سعی کنیم نجاتش دهیم، رهایش می‌کردیم تا همانجا جان بدهد و بعد هم جسد را سر به نیست می‌کردیم. ما هیچ قصدی برائ قتل او نداشتیم.  در ادامه متهم ردیف سوم در جایگاه حاضر شد. او هم اتهام را رد کرد و گفته‌های دو متهم دیگر را مورد تایید قرار داد. سپس وکلای متهمان در جایگاه حاضر شدند و دفاعیات خود را ارایه کردند.  با پایان یافتن جلسه محاکمه هیات قضات برائ صدور رای دادگاه وارد شور شدند.