تبلیغات
❤مجموعه اول بسته های آموزشی در کشور❤ - رقص و پارتی مختلط سوپر دختر پسرها در جشن کریسمس سال 2016 میلادی +تصاویر
کریسمَس یا نوئل جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامی‌داشت زادروز مسیح برگزار می‌شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند. اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان میلاد مسیح جشن می‌گیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‌دارند. اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی، روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح را همزمان در روز ششم ژانویه جشن می‌گیرند.  ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد. هرچند مهم‌ترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک (به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، بسیاری به‌خصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهم‌ترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می‌دارند. با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته می‌شود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.  محتویات  [نهفتن]   در حدود سال ۱۰۵۰ میلادی به صورت واژه Christes maesse به معنی «جشن مسیح»، وارد زبان انگلیسی قدیم گردید و محققان معتقدند، گونه کوتاه‌تر آن یعنی Xmas شاید برای نخستین بار در قرن سیزدهم به کار رفته باشد. واژه قدیمیتر «یول» (Yule) احتمالاً از واژه آلمانی jōl یا انگلوساکسونی geōl که به جشن انقلاب زمستانی اشاره دارد، مشتق شده‌است. واژه‌های متناظر در دیگر زبانها چون، نَویداد (Navidad) در اسپانیایی، ناتاله (Natale) در ایتالیایی و نوئل (Noël) در فرانسوی، همگی معنای «میلاد» را تداعی می‌کنند و واژه آلمانی «وایناختِن» (Weihnachten)، به معنی «شب تقدیس‌شده» می‌باشد.  ریشه تاریخی[ویرایش]  مسیح در این موزاییک متعلق به قرن سوم میلادی، به شکل «سول اینویکتوس» یا خورشید شکست ناپذیر، خدای پاگان رومی به تصویر کشیده شده است. جامعه مسیحیت اولیه، میان تاریخ واقعی میلاد عیسی مسیح و مراسم مذهبی بزرگداشت این واقعه، فرق می‌نهاد. در دو قرن نخست پیدایش آیین مسیحیت، بازشناسی تاریخ زادروز شهدای مسیحی و به پیروی از آن، عیسی، با مخالفتهای بسیاری در بین پیروان این آیین روبرو شد. عده بسیاری از پدران کلیسا، نظرات نیشدار و کنایه‌آمیزی در خصوص برپایی جشن تولد افراد در ادیان پاگانیسم (آیینهای رقیب مسیحیت و یا چندخدایی) داشتند و در واقع از دید کلیسا، روزِ جانسپاری قدیسان و شهدا می‌بایست به عنوان روز واقعی به دنیا آمدن آنان، گرامی داشته می‌شد. منشأ دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان میلاد عیسی مسیح در پرده‌ای از ابهام قرار دارد و تاریخدانان در مورد آنکه پیروان مسیح از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد او نمودند، به یقین نرسیده‌اند. گرچه در اناجیل چهارگانه در عهد جدید، تولد عیسی با جزئیات شرح داده شده است، ولی هیچ تاریخی در آنها ذکر نشده‌است.[۸] روز ۲۵ دسامبر، برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد، در نوشته‌های سکستوس ژولیوس افریکانوس (اولین تاریخنگار مسیحی) به عنوان روز میلاد مسیح، انعکاس یافته و بعدها به طور فراگیر در عالم مسیحیت پذیرفته شده‌است.  اما بیشتر محققان معتقدند که این روز به عنوان جایگزینی برای جشن «روز میلاد خورشید شکست ناپذیر» یا سول اینویکتوس (dies solis invicti nati) که به هنگام انقلاب زمستانی به عنوان نماد نوزایی خورشید، به دور افکندن زمستان و ندای تولد دوباره بهار و تابستان، در امپراتوری روم برگزار می‌شد، رایج گردید و در واقع کریسمس، صورت «مسیحی شده» این جشن بود. پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت به عنوان دین رسمی روم در قرن چهارم میلادی، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساتورن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه میافت و انقلاب زمستانی را که طبق گاهشماری یولیانی باستان حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد، شامل می‌گردید. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند.   تصویر میلاد مسیح در تابوت سنگی استیلیکو سردار رومی متعلق به چهار قرن پس از میلاد. یکی از نخستین تصاویر میلاد عیسی. همچنین آیین رازوَرزی میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا، در سرزمینهای تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت زادروز میترا، در ۲۵ دسامبر جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا اول ژانویه ادامه میافت که رومیان این روز را نخستین روز ماه و سال جدید می‌دانستند. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پاگانی مرسوم آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود. کلیسای کاتولیک با این امید که پیروان آیین میترا را به آیین مسیحیت وارد کند، به آنها اجازه داد تا به عنوان بزرگداشت زادروز مسیح به برگزاری جشن و سرور خود در تاریخ معین شده پیشین ادامه دهند.  بابانوئل[ویرایش]  نمایی از دکوراسیون کریسمس گالری لافایت در پاریس. تأثیر اقتصادی کریسمس از مهم‌ترین عواملی است که به طور پیوسته در طول چند سده گذشته در بسیاری از مناطق جهان، باعث رشد اقتصادی بوده‌است. نوشتار اصلی: بابا نوئل شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و چاق است و با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، هنگام کریسمس در میان برگزارکنندگان این جشن ظاهر می‌گردد به چندین اسم شناخته می‌شود که بابانوئل (Papa noel)، سانتا کلوز (Santa claus) و سنت نیکولا (Saint Nicola) از معروفترین این اسامی‌اند.  تاریخچه بابا نوئل[ویرایش] در سده چهارم میلادی، یکی از اسقف‌های آسیای صغیر (ترکیه امروز) به خاطر رفتار مهربانانه اش با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس (نیکولاس قدیس) شهرت یافت، در نقاشی‌های قرون وسطی و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهره‌ای جدی و نجیبانه نشان داده شده‌است و تا حدود قرن شانزدهم، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار می‌شد، اما از آن پس، این جشن، تنها به پروتستان‌های هلند منحصر گردید. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به سانتا کلوز (به انگلیسی: Santa Claus) تغییر یافت.  آیین‌های کریسمس[ویرایش] برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت‌هایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها می‌روند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی می‌کنند و در خیابان‌ها و کوچه‌ها دسته‌دسته سرودهای پرستشی و شکرگزاری اجرا می‌نمایند.  همچنین در ایام کریسمس حراجیهایی برپا می‌شود و در روز باکسینگ در ۲۶ دسامبر، کارمندها از کارفرمای خویش هدیه دریافت می‌کنند.  درخت سرو[ویرایش] امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در آئینهای پاگان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی می‌شده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته می‌شود.  کریسمس در هند[ویرایش] اگر چه کریسمس جشنواره‌ای در تقویم مسیحی است، اما در هند به عنوان یک سرگرمی و تفنن دارای اهمیت ویژه‌ای است. در هند این جشنواره دارای معنی خاصی برای وحدت هند در عین تنوع و گوناگونی است که در سراسر جهان شناخته شده‌است؛ و به دلیل نفوذ اروپا در این کشور برای مدت طولانی، دین در سراسر کشور پخش شده‌است. هیجان انگیزترین جشن کریسمس در هند را می‌توان در حالت سرور و نشاط در شهر بندری گوا دید. تعداد زیادی از گردشگران داخلی و بین‌المللی به سواحل گوا می‌آیند ودر طول جشنواره کریسمس به تماشای گوا در بهترین حالت فرهنگی خود می‌پردازند. همچنین می‌توان در بهترین موسیقی و رقص گوا در جشن میهمانی کریسمس شرکت کرد. کاتولیک‌ها در گوا در برنامه‌ای سنتی و محلی به نام میسسا و گالو یا «کلاغ خروس» شرکت می‌کنند که ساعات اولیه صبح انجام می‌شود. کارناوال، قبل از روزه، مهم‌ترین رویداد در گوا است که شبیه به «ماردی گراس» در نیواورلئان است
  مبنای تاریخ میلادی چیست؟ (چرا عید کریسمس چند روز قبل از آغاز سال میلادی است؟)  ویرایش پیوند همیشگی پاسخ بر اساس سنتی دیرینه، مسیحیان ابتدای سال را اول ژانویه می‌دانند. (همانگونه که ما ایرانیان ابتدای سال خود را روز اول فروردین می‌دانیم و اعراب ابتدای سال خود را ماه محرم می‌دانند) و شروع سال، غیر از مبدأ سال است. مبدا تاریخ نزد مسیحیان تولد حضرت عیسی مسیح است(ع) که اتفاقا در روز 25ماه دسامبر واقع شده یعنی یک هفته مانده به تحویل سال (همانگونه که مبدا تاریخ شمسی ما ایرانیان و سال‌های قمری: 12ربیع الاول مصادف با هجرت پیامبر از مکه به مدینه است اما ابتدای سال، فروردین ماه در سال شمسی و محرم در ماه‌های قمری است). در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به نکات ذیل نیز توجه فرمایید: ‌گاه شماری (تقویم) در کشورهای اروپایی فراز و نشیب بسیاری داشته است که در اینجا به مهمترین نکات آن اشاره می‌شود: - اساس و ریشه اولیه تقویم میلادی، تقویمی به نام: «سال شمار رومی» است.( زیرا زمانی که مسیحیت به عنوان دین رسمی مردم اروپا پذیرفته شد رومیان بر قسمت عمده‌ای از اروپا حاکم بودند). لازم به تذکر است که تقویم روم باستان تقویمی قمری بوده و ماه‌های آن با مشاهده هلال ماه نو آغاز می‌شد. قدمت این تقویم نیز به قبل از میلاد مسیح بر می‌گردد.  - در تقویم رومیان قدیم هیچ یک از اصول شناخته شده تقویم‌های شمسی، شمسی- قمری و قمری رایج در قسمت اعظم دنیای متدن باستان رعایت نمی‌شد. - رومی‌ها بر خلاف مردم بابل، مصر، ایران و یونان که از قرن‌ها قبل تقریبا طول دقیق و بسیار نزدیک به مقادیر مورد قبول امروز را می‌دانستند، طول یک سال شمسی را 365 روز و 13 ساعت و یا 366 روز تمام تصور می‌نمودند. لذا تقویم آنان در مدت کوتاهی شاهد سیرقهقراییِ آغازِ سال بود.  - سال‌های رومی ابتدا ده ماهه بودند. - در حدود سال‌های 715 قبل از میلاد مسیح شخصی به نام نوماپومپیلوس (numapompilus) ماه‌های ژانویه و فوریه را به عنوان ماه‌های یازدهم و دوازدهم به این تقویم اضافه کرد. - نارسایی تقویم رومی و عدم کارآیی آن برای مردم و حکومت روم به حدی بود که ضرورت اصلاح و یا جایگزین ساختن تقویم دیگری را به جای آن ایجاب می‌نمود. لذا در زمان ژولیوس سزار (مرگ44 قبل از میلاد) و پس از فتح مصر توسط وی، او متوجه تقویم شمسی مصری گردید که از هزاره چهارم قبل از میلاد در مصر رواج داشت. تقویمی که ژولیوس سزار در روم معمول نمود و به تقویم ژولین و بعدا به تقویم مسیحی معروف گردید از تقویم سنتی مردم روم و اساس آن از تقویم رایج در مصر اقتباس شده است. - برخی از پژوهشگران معتقدند از حدود 150 سال قبل از میلاد مسیح روز اول ژانویه رسما به عنوان آغاز سال در روم تعیین گردید. زیرا در این روز نمایندگان انتخابی مردم زمام امور مملکت را به دست می‌گرفتند. بنابراین به تدریج همین روز که آغاز یک تغییر و تحول تازه بود جای خود را به عنوان آغاز سال باز نمود.  - ابتدا چیزی به نام هفته وجود نداشت بلکه روزهای ماه را با عدد می‌شمردند. مثلا می‌گفتند روز نوزدهم این ماه. برای مدتی هم ایام هر هفته فقط پنج روز بود! تا آن‌که در زمان کنستانتین (306- 337 م وی که امپراطور روم بود دریافت از احساسات دینی مردم می‌تواند برای تحکیم پایه‌های حکومت خویش استفاده کند بر نفوذ فزاینده مسیحیت که می‌رفت تا تمامی اروپا را تسخیر کند، تکیه کرد و به تعظیم و تکریم ظاهری مسیح پرداخته و دست به کارهای نمایشی بسیاری زد به عنوان نمونه با یک فرمان، هفته هفت روزه را به عنوان رکنی از ارکان تقویم قرار داد و اولین روز هفته(یکشنبه) را برای دعا و نیایش و استراحت اختصاص داد. اما علی رغم گسترش سریع مسیحیت پس از این تاریخ پذیرفتن هفته به عنوان رکنی از ارکان تقویم با تاخیر بسیار صورت گرفت و شمارش روزهای ماه با عدد کما کان تا قرن شانزدهم میلادی در قسمت وسیعی از اروپا رواج داشت.  - در آن زمان مبدا مشخصی برای تاریخ وجود نداشت و مبدا تاریخ مرتب در حال تغییر بود. بدین صورت که با به قدرت رسیدن هر پادشاه جدیدی یک مبدا جدید به تاریخ اضافه می‌شد. تا آن‌که در سال 525 م یک راهب رومی به نام دیونیسیوس اگزیگوس پس از محاسبه و بدست آوردن تقریبی زمان تولد حضرت عیسی (ع) تقویمی ارائه کرد که مبدا آن را تولد حضرت عیسی (ع) قرار داده بود. این تقویم از طرف کلیسای روم پذیرفته شد. انگلستان نخستین کشوری بود که این تقویم به تدریج در آن رواج یافت. - نکته بسیار جالب توجه آن است که تقویم میلادی (پس از اعمال اصلاحاتی توسط پاپ گرگوری سیزدهم) در بسیاری از کشورهای اروپایی پس از قرن دهم معمول و مرسوم گردید. به عنوان نمونه: کشورهای دارای مذهب کاتولیک اروپا مانند: ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، بلژیک، فرانسه، این تقویم را در سال 1582م پذیرفتند. سوئد و هلند در سال 1583م، آلمان1584م، لهستان1586م و ... . سایر کشورهای جهان نیز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رسما تقویم میلادی (اصلاح شده) را قبول کردند.! - در پایان این بحث برای نشان دادن آشفتگی تاریخ وقایع اروپا به دلیل پذیرفتن تقویم میلادی (اصلاح شده توسط گرگوری) در سال‌های مختلف و شروع سال با ماه های مختلف سال نقل چند سطر از کتاب «راهنمای گاه‌شماری برای دانشجویان تاریخ انگلیس» کفایت می‌کند: «اگر تصور کنیم یک مسافر در یکم مارس1245م از ونیز به قصد فلورانس خارج شود در شهر فلورانس در می‌یابد که هنوز سال 1244م ادامه دارد. پس از یک توقف کوتاه در فلورانس وقتی به شهر پیزا وارد می شود استنباط می کند که سال مجددا در سال 1245م است و در ورود به فرانسه قبل از عید رستاخیز حضرت عیسی(16 آوریل) برای بار دوم در سال 1244م خواهد بود».  جهت مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این منابع مراجعه فرمایید: - نصرالله هوشمند، گاهشماریهای ایرانی، آمل، انتشارات طالب آملی، 1380ش،‌ ص130 به بعد. - دکتر رضا عبداللهی، تحقیقی در زمینه گاه‌شماری هجری و مسیحی، تهران‌،‌ امیرکبیر،‌1365ش. - فریمن گرنویل،‌ تقویم‌های اسلامی و مسیحی و جدول‌های تبدیل آن‌ها به یکدیگر، ترجمه: فریدون بدره‌ای، بی‌جا، انتشارات قلم،‌ 1359ش. - ذبیح بهروز، تقویم و تاریخ در ایران،‌ تهران‌،‌ نشر چشمه،‌ 1379ش. - احمد بیرشک،‌ گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله، تهران،‌ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،1367ش.در حالیکه محقق ین به استناد شواهد و اسناد مختلف، تولد مسیح را از 4 تا 12 سال قبل از تاریخ محاسبه شده بوسیله دیونیسیوس می‌دانند. زیرا سرآغاز این تاریخ اول ژانویه سال 754 پس از بنای شهر رم است. و طبق نقل انجیل‌های چهارگانه، مسیح در زمان پادشاهی «هرودیس بزرگ» به دنیا آمده است و چون این پادشاه به سال 750 از بنای شهر رم مرده است می‌توان نتیجه گرفت که حضرت عیسی(ع) دستِ‌کم چهار سال پیش از تاریخی که برای ولادت او پذیرفته شده است، متولد شده‌اند.نصرالله هومند، گاهشماری ایرانی،ص130. (دقت کنید که: شمارش در سال‌های قبل از میلاد بر عکس پس از میلاد است به این معنا که هرچه عدد بزرگتر باشد، سال مورد نظر کمتر می‌باشد.)  برگرفته از پرسمان   من پاسخ بهتری دارم !    پرسش های مرتبط: ◄ من از سال گذشته 4 روز روزه قضا به گردنم بوده که نتوانسته ام در طول سال بگیرم و قبل از ماه رمضان امسال نیز کفاره آن را پرداخت نکرده ام آیا گناه کرده ام؟ تکلیفم چیست و چه باید بکنم؟ ◄ اگر ما در ماه رمضان و در حال روزه جنب از حرام شده باشیم ( مثلا از راه استمنا ) آیا برای غسل جنابت باید صبر کنیم که اذان مغرب بشود و بعد از آن غسل کنیم یا قبل از اذان مغرب هم می شود غسل جنابت کرد . ◄ دخترى هستم 23 ساله و دانشجوى سال سوم. مشکل من این است که احساس مى‏کنم براى ادامه زندگى انگیزه‏اى محکم ندارم و به همه چیز بى‏علاقه‏ام. در واقع همیشه منتظر رسیدن آینده هستم تا شاید تحولى در زندگى‏ام رخ دهد و این بى‏حوصلگى را از من دور کند. از زندگى خسته‏ام و همیشه در پى یک نیروى محرک، انگیزه یا عشق مى‏گردم ؛ زیرا احساس مى‏کنم تنها به این وسیله شور و گرمى به زندگى‏ام باز مى‏گردد ؛ به عبارت دیگر، دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنم. البتّه در این زمینه آدم سخت‏گیرى نیستم. راستش همیشه مى‏ترسم به گناه بیفتم. بسیارى از دانشجویان کم کم تحت تأثیر محیط قرار گرفته و انسان‏هاى دیگرى شده‏اند! من خودم دانشجو هستم و در خوابگاه زندگى مى‏کنم. از نزدیک مشاهده مى‏کنم که بسیارى از دوستانم کم کم راه خیابانى شدن و گشت و گذار در پارک و... را در پیش گرفته‏اند! فقط و فقط به این دلیل که فکر مى‏کنند عفّت و حجاب صحیح، مانع ازدواج آنها مى‏شود! خواهش مى‏کنم راهنمایى‏ام کنید تا قبل از آنکه خداى نکرده دیر شود، مشکلم را حلّ کنم. ◄ من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مومنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفته. مشکل اینجاست که او 4 سال از من کوچکتر (21 ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت می برم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! از همه مهم تر ضمن عبور خواطری از ذهنم، احساس می کنم موقع شوخی با وی، یک تغییرات فیزیولوژیکی که معمولا در مردان حین شوخی با جنس مخالف رخ می دهد، در من پدید می آید. یعنی دارم لذت از او می برم! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور می شوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!