تبلیغات
❤مجموعه اول بسته های آموزشی در کشور❤ - لینک کانال تلگرام کارتون های نایاب کودکانه
کارتون های ناب کودکانه:
بسم الله الرحمن الرحیم
انیمیشن کوتاه، نوع خاصی از پویانمایی است که گستردگی مخاطب بیشتری نسبت به نمونه های بلند دارد. انیمیشن های کوتاه فقط برای کوچک ترها ساخته نمی شوند و در مقابل اختصاصی هم به بزرگ ترها ندارند. مدت زمانشان کوتاه است چون می خواهند حرفشان را در کمترین زمان ممکن بزنند و در نتیجه باید مختصر باشند و مفید. قالب نقاشی گونه، خود به خود جذب کننده مخاطب خردسال است و محتوای عمیق، جذب کننده مخاطب بزرگسال، اما این که چطور می شود با قالب بچگانه حرف بزرگسالانه زد این همه هنر انیمیشن کوتاه است.انیمیشن کوتاه را معمولا برای جشنواره ها می سازند. همین خیلی ها را به این باور متمایل ساخته که این گروه از آثار پویانمایی ارتباطی با مخاطب خردسال ندارند. اگر چنین باشد اولین ایرادی که می توان به این انیمیشن ها گرفت قالب آنهاست و این سوال که چه لزومی داشته فیلمساز برای بیان مقصود خود از پویانمایی استفاده کند و از تصاویر واقعی فاصله بگیرد؟
در ابتدا باید گفت اساسا چنین نیست که همه انیمیشن های کوتاه حتی نمونه های جشنواره ای ارتباطی با مخاطب خردسال نداشته باشند و مسیرشان کاملا متفاوت از مسیر برنامه سازان کودک باشد. خیلی از کارگردان های انیمیشن کوتاه مضامین عمیق مورد نظرشان را در قالبی چنان ساده ارائه می کنند که کاملا همخوان با نیاز مخاطب کودک است و نیز همخوان با قالب کودکانه آثارشان. ازجمله کارگردان مشهور ایتالیایی «برونو بوزتو» (Bruno Bozzetto) که مجموعه قابل توجهی از انیمیشن های کوتاه خود را با نرم افزار «فلاش» ساخته و با این حال همین پویانمایی های ساده و تخت، از جذاب ترین انیمیشن های کوتاه جهان هستند و به شکل تحسین برانگیزی، هم برای کودکان مناسبند و هم برای بزرگسالان.اما درخصوص آن دسته از کارگردان های انیمیشن که محتوای آثارشان به ظاهر تناسبی با قالب کارشان ندارد باید به طور مجزا بحث کرد. تردیدی نیست که انیمیشن های خشن کارگردانی همچون «رمی» (Remi) از حیث مضمون به هیچ وجه کودکانه نیستند حال آن که قالبشان حتی خیلی بیشتر از کارهای بوزتو نزدیک به انیمیشن های کارتونی کودکان است. آیا می توانیم بگوییم این ضدیت قالب با محتوا، نقص آثار رمی است؟ خیر. چراکه اصلا خشونت و خونریزی موجود در پویانمایی های کوتاه رمی تنها زمانی معنا و مفهوم قابل توجه دارند که با همین فرم کودکانه و کارتونی ارائه شوند. به عبارت دیگر باید گفت همه لطف و تازگی فیلم های رمی و همه ایده بکر آنها در همین ناهمخوان بودن فرم و محتوای آنهاست چراکه اصلی ترین عنصر زیبایی شناسانه این آثار عنصر تضاد است. ویژگی متمایز کار رمی در مقایسه با دیگر انیمیشن سازانی که برای مخاطب بزرگسال فیلم می سازند در این است که آثار او برای استفاده از قالب کارتونی منطقی قابل دفاع دارند و این طور نیست که مثل بسیاری از نمونه های دیگر، بدون دلیل موجه از ساختار پویانمایی بهره برده باشند.
یکی از اصلی ترین دلایلی که می توان برای روی آوردن فیلمسازان فیلم کوتاه، به ساختار پویانمایی ذکر کرد، امکانات بیشتر انیمیشن برای به تصویر کشیدن ذهنیات و تخیلات فیلمساز است، اما این مساله به تنهایی نمی تواند توجیه کننده استفاده از ساختار کودکانه برای محتوای بزرگسالانه باشد. عدم توجه به این مهم موجب شده بسیاری از آثار کوتاه انیمیشن دچار بحران هویت باشند و معلوم نباشد برای چه کسی تولید شده اند، برای چه با این شکل و شمایلی که اختصاص به مخاطب خردسال دارد ارائه شده اند و اصلا چرا ساخته شده اند. در مقابل، شمار قابل توجهی از آثار انیمیشن هم هستند که سازندگان آنها با توجه خاص به این مسئله قابل تأمل، دست به طراحی نوعی فرم تازه زده اند و تکنیک هایی را برای ساختار انیمیشنی اثر خود به کار گرفته اند که با حافظه تصویری مخاطب خردسال فاصله دارد و اگرچه نقاشی متحرک است، اما کودکانه نیست. به این صورت که پایه پویانمایی مورد نظر خود را نقاشی هایی قرار داده اند که نقاشی هایی بزرگسالانه است مثل آثار تیره و تار اکسپرسیونیست ها یا آثار تغزلی و پرتلألو امپرسیونیست هایی نظیر کلود مونه و آگوست رنوار یا از آن بالاتر آثار متعلق به جنبش های هنری قرن بیستم که یا کاملا آبستره و بدون فرم هستند یا فرم های بشدت اغراق شده و نامعمول دارند.انیمیشن کوتاه به دلیل محدودیت زمانی اش، در مقایسه با دیگر انواع پویانمایی، گزینه مناسب تری برای انسان پرمشغله و کم حوصله مدرن است. چنان که برای اغلب مخاطبان امروز ادبیات، داستان مینی مال هم در مقایسه با رمان، جذابیت بیشتری دارد. کارگردان انیمیشن کوتاه، فرصت چندانی برای داستان تعریف کردن برای مخاطبش ندارد. او ناچار است تکیه کند به داشته های ذهنی مخاطب و براساس همین داشته های قبلی، داده مورد نظر خودش را ارائه کند. از این گذشته ناچار است گزیده گو باشد و از اطناب و تفصیل بی مورد پرهیز کند. می داند که وقت زیادی برای تاثیرگذاری بر مخاطب
ش ندارد و فرصت اندکی را که در اختیارش است باید غنیمت بشمارد. می داند که اگر تاثیرگذار نباشد نمی گویند عذرش موجه است چون فرصتش کم بوده، بلکه می گویند نابلد بوده. پس در مرحله انتخاب ایده بیشتر فکر می کند و در هنگام پرداخت ایده، خلاقیت بیشتری به خرج می دهد و موقع اجرا هم بیشتر به نیاز مخاطب فکر می کند تا ذهنیات شخصی خودش. در نتیجه کارش در عین استقلال هنری، بی اعتنا به مخاطب نیست و در عین کوتاه بودن، ابتر و بی ثمر نخواهد بود.
اما مختصری هم درباره انیمیشن های کوتاه روشنفکرانه یا بهتر است بگوییم روشنفکرمآبانه یا به قول بعضی ها انیمیشن کوتاه فلسفی! متاسفانه در میان انیمیشن های کوتاه کم نیستند انیمیشن هایی که نه فقط ساده و قابل فهم نیستند و بشدت پیچیده یا پیچیده نما هستند، بلکه اساسا فکر و ایده اولیه مهمی هم ندارند، اما چون در زبان بیانی خود فاقد صداقت هستند این فقر ایده را با ادعای روشنفکری می پوشانند و به اصطلاح فیلم شخصی، مستقل و هنری نامیده می شوند. این پدیده در فیلم های کوتاه غیرانیمیشن هم رایج است، اما اگر در آنجا مساله خیلی مهمی نباشدـ که هست ـ در اینجا یعنی در ساختار انیمیشنی قطعا مهم و شایان توجه و البته بسیار شگفت آور است.
مهم و قابل توجه است چون اصولا مقوله انیمیشن حتی نمونه های غیرکودکانه اش، شدیدا نیازمند سادگی و شفافیت در بیان است و مخاطب انیمیشن هم چنین انتظاری از یک فیلم پویانمایی دارد و شگفت آور است چون وقتی آن همه تمهید لازم است تا بتوانیم از ساختار نقاشی متحرک برای بیان مضمون غیرکودکانه استفاده کنیم چطور گمان برده می شود که می توان از این ساختار برای بیان مضمونی استفاده کرد که نه فقط کودکانه نیست بلکه بزرگسالان هم از درک آن عاجزند و جز سازنده یا معدودی افراد نظیر خودش کسی قادر به فهم آن نیست؟انیمیشن کوتاه یکی از بهترین و جذاب ترین قالب های فیلمسازی امروز دنیاست. چنان که بسیاری از فیلمسازان فیلم واقعی را هم برای ساخت و تولید، وسوسه می کند یا لااقل آنها را در صف مخاطبان علاقه مند و پیگیر آثار کوتاه انیمیشن قرار می دهد. از این گذشته این قالب پرکاربرد انیمیشن یکی از پولسازترین و سودآورترین قالب های فیلمسازی دنیای امروز نیز هست چراکه از مهم ترین، گسترده ترین و تاثیرگذارترین ابزارهای تبلیغاتی کنونی است.
[Photo]
ماشا و خرس (روسی: Маша и Медведь) نام یک پویانمایی تلویزیونی روسی است که از سال ۲۰۰۹ تا کنون، در حال پخش است. این انیمیشن، اقتباس ضعیفی از یک افسانهٔ فولکلوریک روسی به همین نام و دربارهٔ دخترکی به نام ماشا و ماجراهایش با خرسی انسان‌واره و تنومند است.
خلاصه داستان مجموعۀ تلویزیونی
ماشا دخترکی شیطان، شاد، مهربان و پُرانرژی است که با خوک، بز و سگش در جنگل زندگی می‌کند. تمام حیوانات جنگل از او گریزانند، چرا که ماشا وادارشان می‌کند تا با او بازی کنند. روزی ماشا، پروانه‌ای می‌بیند و هنگامی که این پروانه را تعقیب می‌کند، به خانهٔ خرسی می‌رسد که برای ماهیگیری از منزل خارج شده است. ماشا در حین بازی در آنجا، حسابی کلبۀ خرس و محوطه‌اش را بهم می‌ریزد و هنگامی که خرس برمی‌گردد، با فاجعه‌ای که ماشا ایجاد کرده مواجه می‌شود. خرس تلاش می‌کند از دست ماشا خلاص شود و او را از آنجا براند، اما موفق نمی‌شود و سرانجام ماشا و خرس با هم دوستانی صمیمی می‌شوند.
افسانۀ فولکلوریک اصلی
در قصهٔ اصلی، ماشا دخترکی است که در جنگل گم می‌شود و بطور تصادفی به کلبهٔ چوبی خرس می‌رسد. وقتی خرس به کلبه می‌آید، دخترک را اسیر کرده و به عنوان خدمتکارِ خود، بکار می‌گیرد. روزی، ماشا نقشه‌ای می‌کشد تا فرار کند. او از خرس تقاضا می‌کند تا اجازه دهد چند شیرینی و کلوچه برای پدربزرگ و مادربزرگ پیرش ببرد. خرس با تقاضای او موافقت نمی‌کند، چون نگران است، مبادا ماشا در راه، گم شود. اما در عوض به ماشا پیشنهاد می‌کند تا خودش سبد بزرگ کلوچه و شیرینی را برای آنان ببرد. ماشا قبول می‌کند، به شرط آنکه خرس قول بدهد، درب سبد را باز نکرده و به شیرینی‌ها دست نزند؛ چرا که ماشا، خرس را از بالای یک درخت بلند، زیر نظر خواهد گرفت. در یک لحظه که خرس حواسش نیست، ماشا بدرون سبد بزرگ می‌رود و در آنجا پنهان می‌شود. خرس، از همه جا بی‌خبر، سبد و دخترک را با خود از کلبه خارج کرده و راه می‌افتد. کمی بعد، خرس خسته می‌شود و درجایی می‌نشیند تا استراحت کند. او در عین حال وسوسه می‌شود تا سبد را باز کرده و کمی از آن کلوچه‌های خوشمزه را بخورد. در این لحظه، ماشا از درون سبد می‌گوید: «دارم می‌بینمنت‌ها! دارم می‌بینمنت‌ها! از روی کندهٔ درخت بلند شو و به کلوچه‌های من هم دست نزن و سبد رو، برای پدربزرگ و مادربزرگم ببر.» خرس، حسابی از اینکه ماشا او را فاصله‌ای آنچنان دور زیرنظر دارد، متعجب شده و تحتِ تأثیرِ این توانایی او قرار می‌گیرد. درنتیجه از جایش بلند شده و بدون بازکردنِ سبد، راه می‌افتد. زمانی که خرس به دهکدهٔ پدربزرگ و مادربزرگ می‌رسد، سگ‌های گله، خرس را فراری می دهند و پدربزرگ و مادربزرگ ماشا او را، در حالی که در سبد نشسته است، می‌یابند.
شخصیت‌های کارتون
دخترکی بامزه و شیطان که ۳ سال سن دارد. او در یک ایستگاه قطار در راه‌آهن سراسری سیبری زندگی می‌کند. در عین حال، از منزلِ او تا خانهٔ خرس، راهی باریک وجود دارد. ماشا، علاقهٔ زیادی به خرس دارد. والدین ماشا، هرگز در این انیمیشن، نشان داده نمی‌شوند.

خرس
یک خرس قهوه‌ای تنومند که در یک خانهٔ چوبی زندگی می‌کند. او بهترین دوست ماشا است.

حیوانات اهلی ماشا
یک سگ، یک بز، یک خوک و در قسمت اول این مجموعه، تعدادی جوجه، حیوانات اهلی و دست‌آموز ماشا هستند که در حیاط منزل او زندگی می‌کنند.

حیوانات وحشی
شامل یک سنجاب، یک خرگوش و تعدادی گرگ هستند.

خانم خرسه
یک ماده‌خرسِ قهوه‌ای رنگ که آقا خرسهٔ داستان، عاشق اوست.

داشا
داشا دخترعموی ماشا و ساکنِ مسکو است. نام واقعی و کامل او، «پائولا داشا بل» و فرانسوی‌الاصل است. شباهت ظاهری زیادی به ماشا دارد، اما عینکی با شیشه‌های آبی‌رنگ می‌زند و لباس نارنجی بر تن می‌کند. داشا از خرس می‌ترسد و او را «هیولا» صدا می‌زند. در این مجموعه، تنها یکبار او را در قسمتِ «کمدی اشتباهات» می‌بینیم.

پاندا
خواهرزادهٔ خرس و ساکنِ کشور چین است. او از نژادِ پاندای غول‌پیکر است.

ببر
دوستِ صمیمیِ خرس است. در گذشته، او در همان سیرکی که خرس کار می‌کرده، مشغول به کار بوده است.

خرس سیاه
دشمن خرس و رقیب اصلی او در موردِ عشقِ «خانم خرسه» است. این خرس سیاه‌رنگ، بسیار متکبر و ناجوانمرد است و حتی در یک مسابقهٔ تنیس در مقابل ماشا، دست به تقلب و نامردی می‌زند.

پنگوئن
اولین بار او را در یکی از قسمت‌های مجموعه و هنگامی می‌بینیم که ماشا یک تخمِ پنگوئن پیدا می‌کند و خرس را وادار می‌کند تا آنرا بشکند.

بابا یخی
شخصیتی چون بابا نوئل است که اهل روسیه است و بیشتر او را قسمت‌هایی که مربوط به شب سال نو یا سایر تعطیلات است، می‌بینیم.

جوایز
در «کیدسکرین سامیت» (Kidscreen Summit) یا «اجلاس تصویری کودکان» در سال ۲۰۱۵ میلادی، این مجموعهٔ تلویزیونی، برندهٔ جایزهٔ «بهترین انیمیشین» در رشته «استعدادهای خلاق» شد.








جهت عضویت در کانال روی لینک زیر کلیک نمایید